تبليغاتX
خاتــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

خاتــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

عیدتان مبارک

آغاز ماه مبارک شعبان و اعیاد شعبانیه رابه همه مؤمنان و مسلمانان شادباش می‏گوییم.

 اللهم عجل لولیک الفرج.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 9:15  توسط بی نشان  | 

پیام تسلیت

برحاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار درو دیوار ندارد۰۰۰

ایام فاطمیه و شهادت کوثر نور بر همگان تسلیت باد


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 10:15  توسط بی نشان  | 

نخى از پيراهن، براى شِفاي بيمار

 

حضرت محمد(ص)

شخصى به نام بحر سقّا حکايت کند: خدمت امام صادق(عليه‌السلام) بودم، آن حضرت فرمود:

اى
بحر! اخلاق خوب موجب شادى و سرور است؛ و سپس افزود: آيا مى‌خواهى به داستانى از زندگى پيامبر خدا که اهالى مدينه آن را نمى‌دانند برايت بيان
کنم؟

عرض کردم: بلى .

حضرت فرمود:
روزى پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله)، با جمعى از اصحاب خود در مسجدنشسته بود، ناگهان کنيزى از انصار وارد مسجد شد و کنار پيغمبر خدا(صلوات الله عليه) ايستاد و گوشه‌اى از پيراهن حضرت را گرفت .

پيامبر
اکرم(صلى الله عليه و آله) برخاست و کنيز بدون آن که سخنى گويد، پيراهن حضرت را رها کرد و چون آن حضرت نشست، دو مرتبه کنيز پيراهن ايشان را گرفت و اين کار را تا سه مرتبه انجام داد تا آن که مرتبه چهارم پيامبر ايستاد وکنيز پشت سر حضرت قرار گرفت و يک نخ از پيراهن حضرت را آهسته کشيد و
برداشت و رفت .

پس از آن مردم به کنيز گفتند: اين چه جريانى بود که سه مرتبه گوشه پيراهن رسول خدا(صلى الله عليه و آله) را گرفتى و زمانى که حضرت از جاى خود بلند مى‌شد، تو سخنى نمى‌گفتى و حضرت هم سخنى نمى‌فرمود؟!

کنيز
گفت: در خانواده ما مريضى بود، مرا فرستادند تا نخى به عنوان تبرُّک از پيراهن رسول خدا(صلى الله عليه و آله) براى شفاى مريض برگيرم و چون خواستم نخى از پيراهنش در آورم، متوجه من گرديد و من شرم کردم تا مرتبه چهارم که من پشت سر آن حضرت قرار گرفتم و چون توجه‌شان به من نبود نخى از پيراهنش گرفتم و براى شفاى مريض بردم.

برگرفته از بحارالانوار، ج 16، ص 264، ح 61 به نقل از اصول کافى، ج 2، ص 102.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 22:19  توسط بی نشان  | 

بركات نماز اول وقت

 


از رسول اكرم (ص) روايت شده كه نماز براى ميت در قبر به صورت شخص نورانى خوش سيما ظاهر مى شود و انيس و مونس او در قبر مى شود و آتش جهنم را از او دفع مى كند .و همچنین فرمود: كسى كه نمازهاى پنج گانه را در موقع خود اقامه كند و ركوع و سجود نماز را كامل به جا آورد خداى عزوجل 15 خصلت به او عطا می فرمايد:

 سه خصلت در دنيا :عمر او را زياد كند، مال و اموال او را زياد كند و فرزندان صالح او را زياد كند.

سه خصلت در موقع مرگ :از ترس او را ايمن دارد ، از هول مرگ ايمن دارد و او را داخل بهشت گرداند.

سه خصلت در قبر:سؤ ال نكير و منكر را بر او آسان كند،قبر او را وسيع گرداند و درى از درهاى بهشت به روى او گشوده گرداند .

سه خصلت در محشر: صورت او مثل ماه ، نور مى دهد،نامه عملش را به دست راستش دهند و حساب را بر او آسان مى گرداند.

سه خصلت در موقع عبور از صراط: خداوند از او راضى مى شود،به او سلام مى دهد و نظر رحمت به او مى فرمايد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 5:48  توسط بی نشان  | 

بهشتیان امت پیامبر

حضرت امام جعفر صادق فرمود:پیامبر خدا فرمودند:«در بهشت اتاق هایی است که ظاهرش باطن آن بوده و درونش از بیرون آن دیده می شود و آنجا اقامت گاه فردی از امت من است که دارای این اخلاق ها باشد:کلامش نیکوست و مردم گرسنه را طعام می دهد و سلام می کند و پیوسته روزه دار است و در شب هنگامی که چشمان مردم به خواب رفته است او چشم خود را به رحمت پروردگار دوخته و به خواندن نماز مشغول است.» حضرت امیر مومنان امام علی (ع) عرض کردند:«ای پیامبر خدا از امت شما چه کسی توان انجام این کارها را دارد؟» پیامبر خدا فرمودند:«یا علی آیا می دانی سخن نیک چیست؟کسی که هر صبح و هر شب ده مرتبه بگوید:«سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر » و دادن غذا،خرجی دادن مرد به خانواده خویش است و پشت سر هم روزه گرفتن آن است که انسان در طول ماه رمضان و در هر ماه سه روز روزه بگیرد که پاداش روزه ی تمامی عمر برای او نوشته می شود و نماز خواندن در شب آن گاه که مردم در خواب هستند این است که اگر شخصی نماز مغرب و عشا و صبح را در مسجد به جماعت بخواند همانند کسی است که تمامی شب را بیدار مانده است و افشای سلام آن است که از سلام دادن به هیچ یک از مسلمانان بخل نورزد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 5:46  توسط بی نشان  | 

اوصاف پیامبر در تورات

 

حضرت امام موسی بن جعفر (ع) از پدران گرامی خویش (ع) و آن ها از امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع) روایت کرده اند که:یهودی ثروتمندی از پیامبر خدا (ص) چند دینار می خواست و طلب داشت .او طلب خود را از آن حضرت خواست.پیامبر خدا فرمودند(ص):«ای یهودی من اینک چیزی ندارم که به تو بدهم »یهودی گفت: « ای محمد من از تو جدا نمی شوم تا آن که قرض مرا ادا کنی». پیامبر خدا(ص)فرمودند:«اگر این گونه است پس همراه من بنشین».آن یهودی کنار ایشان نشست تا این که پیامبر خدا(ص) در همان مکان نماز ظهر و عصر و مغرب و عشای و صبح خود را به جای آورد.اصحاب و یاران پیامبر (ص)  آن مرد یهودی را تهدید کرده و به او وعده می دادند. پیامبر خدا (ص) به آن ها نگریسته و فرمودند:«شما با او چه می کنید؟» اصحاب و یارانشان عرض کردند:«ای پیامبر خدا (ص) یهودی شما را محبوس کرده و نگاه داشته است.» پیامبر (ص)  فرمودند :«پروردگار عزوجل مرا مبعوث نکرده است که به کافری که با او عهد و پیمان بسته ام و یا به کسی دیگر ظلم و ستم نمایم».پس آن گاه که روز بالا آمد یهودی گفت :«شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و شهادت می دهم به این که محمد بنده و فرستاده ی خداوند است و نصف مال خود را در راه خداوند می دهم. به خداوند سوگند که من این کارها را با تو انجام دادم به خاطر اینکه وصف تو را در تورات خوانده بودم. پس همانا من در تورات این گونه خواندم که:  

«محمد پسر عبدالله می باشد مکان تولد او در سرزمین مکه است و او به مدینه ی طیبه مهاجرت می کند.او بداخلاق و سخت گیر و بدگو و فحاش نمی باشد .»

و من شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و شهادت می دهم به این که تو پیامبر خدا هستی و این مال است هرگونه که خداوند نازل فرموده درباره ی آن حکم فرما.»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 5:44  توسط بی نشان  | 

نهي از منکر به شيوه عمر !!!

در يكى از شبها كه در كوچه هاى مدينه گشت مى زد، صداى آواز مردى را از درون خانه اش شنيد، ناگهان از ديوار بالا رفت ! و پايين آمد! و به نزد او رفت . عمر ديد زنى و ظرفى از شراب نزد اوست . گفت : اى دشمن خدا! پنداشتى كه خداوند تو را با اين معصيت مى پوشاند؟

وقتي صاحب خانه او را ديد گفت: اي خليفه وقت! اگر ما يک گناه کرديم- تو شش گناه کردي و اگر از ما يک مخالفت امر خدا صادر شده از تو چندين مخالفت صادر شده.

اگر قبول نداري بشنو تا بگويم:
اولا: تجسس کرده اي و خداوند فرموده: "و لا تجسسوا"  يعني تجسس عيوب مردم نکنيد که خداوند عيب پوش است.

ثانيا: خداوند فرموده : "و ليس البر ان تاتوا البيوت من ظهورها و لکن البر من اتقي و اتوا البيوت من ابوابها"  يعني: خوب نيست از پشت بام خانه ها داخل خانه مردم شدن و نيکي آن است که از خدا بپرهيزيد و از در خانه مردم در آييد. تو از در نيامدي. از ديوار آمدي و از نيکي و تقوا که خدا فرموده چيزي به جا نياوردي.

ثالثا: خداوند فرموده: "ان بعض الظن اثم"  تو گمان بد در حق مردم و در حق ما مي بري

رابعا: خداوند فرموده: " ان جائکم فاسق بنباء فتبينوا" و تو تحقيق نکرده بر سر ما آمدي.

پنجم: آنکه خداوند به بندگان فرموده بي رخصت و اجازه به خانه کسي داخل نشويد:
"لا تدخلوا بيوتا غير بيوتکم حتي تستانسوا و تسلموا علي اهلها"  اگر اين خانه توست بگو. و اگر ادعاي انيست (دوستي) ميکني انيس و دوست از بام خانه در نمي آيد. و خداوند فرموده هرگاه داخل خانه کسي شويد بر اهل ان خانه سلام کنيد که در سلام سلامتي است و ترکش در عرف قبيح است. در هيچ مذهبي نيست که تسليم و تواضعي نباشدو تو سلام نکردي.

ششم: آنکه امر به معروف و نهي از منکر مراتبي دارد. پس از رعايت آن مراتب دستور به کشتن او ميدهند. ولي تو قبل از آنکه مراتب را رعايت کني براي کشتن من آمدي.  ديگر آنکه تو جانشين رسول خدايي-تو را تمکين در کار است. شب گردي چيز ديگريست و جانشين رسول خدا ديگر. يعني وظيفه تو شب گردي نيست.
وقتي عمر اين مسائل را شنيد خجالت کشيدو از آن شخص عذر خواست.  (1)

(مكارم الاخلاق نوشته خرائطي حديث 3696 - شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد ج3ص 96، احياء العلوم غزالي ص 137 - الغدير للاميني ج 6 / 121، الرياض النضرة ج 2 / 46 ط 1، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد ج 1 / 61 وج 3 / 96 ط 1، الدر المنثور ج 6 / 93، الفتوحات الاسلامية ج 2 / 477. )

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 5:45  توسط بی نشان  | 

خداوند عمر و ابابکر را لعن نموده !

خداوند در آیات متعددی از قران آن دو و هر ظالم دیگری در حق اهل بیت علیهم السلام را لعنت فرموده. به آنها وعده عذاب داده است. از جمله آن آیات قول خدای سبحان است:همانا کسانی که خدا و پیامبرش را آزار می دهند خدا در دنیا و آخرت نفرینشان کرده و برای آنان کیفری خفت بار مهیا نموده است. (احزاب/57)

اثبات اینکه این لعنت و نفرین شامل حال آنهاست ادله متعددی است که ما به یک دلیل اشاره می نماییم. و آن این که عامه و خاصه از پیامبر اکرم ص روایت کرده اند که حضرت فرمودند:

فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است. هرکس او را اذیت کند مرا اذیت کرده و هرکس مرا بیازارد خدا را آزرده است. (1)

 و از متواتران و مسلمات نزد عامه و خاصه این است که آن دو نفر حرمت کلام رسول خدا ص را نگاه نگذاشتند و فاطمه زهرا سلام الله علیها را به قدری آزار و اذیت نمودند که آن حضرت خطاب به آن دو نفر فرمود:

 خدا و ملائکه اش را شاهد می گیرم که شما دو نفرمرا به خشم آوردید و رضایت مرا جلب نکردید و اگر پیامبر اکرم ص را ملاقات نمایم هر آینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد.(2)

 به خدا قسم! بعد از هر نمازم بر تو (ابوبکر) نفرین می کنم. (3)

 و از این روایات استفاده می شود که طبق نظر تواریخ شیعه و سنی حضرت فاطمه سلام الله علیها با خشم و غضب از آن دو به شهادت رسیده. به نقل از ابن ابی الحدید معتزلی توجه نمایید:

 فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفت در حالی که سخت از ابوبکر و عمر غضبناک بود. (4) 

و نیزبه این نقل که محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب صحیح خود آورده توجه فرمایید: 

فاطمه سلام الله علیها دختر رسول خدا بر ابوبکر خشم گرفت و با او قطع رابطه نمود و این قهرو غضب وی با ابوبکر پیوسته استمرار یافت تا از دنیا رفت. (5)

و به این نقل نیز توجه فرمایید: 

فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر غضب نمود و با او قطع رابطه کرد و تا زمانی که زنده بود با ابوبکر سخن نگفت...هنگامی که از دنیا رفت شوهرش علی علیه السلام وی را شبانه دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر جنازه وی نماز خواند...(6) 

و نیز به این نقل توجه فرمایید:

فاطمه سلام الله علیها با ابوبکر قطع رابطه نموده و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت.

و این ها همه در حالی است که عامه و خاصه در احادیث صحیحه روایت کرده اند که پیامبر اکرم ص بارها فرمودند: خداوند با خشم فاطمه سلام الله علیها خشمگین و با رضایت او راضی می گردد. (7)

 
توجه:تمام اسناد از کتب اهل سنت می باشد
اسناد:  

(1) صحیح بخاری ح3427 و 3483 – کنزالعمال 6/220 , فیض القدیر4/421, مسند احمد بن حنبل 4/328, صحیح مسلم ح4483, سنن ترمذی 2/319 و...

(2) دلایل الامامه ص45, کتاب سلیم بن قیس ح48, صحیح بخاری 5/26, صحیح مسلم 4/193


(3) الامامة و السیاسة 1/20


(4) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 6/50


(5) صحیح بخاری ح3913, صحیح مسلم ح3304

 

(6) صحیح بخاری ح6230, صحیح مسلم کتاب الجهاد و السیر باب قول النبی لانورث 5/252

(7) مستدرک حاکم نیشابوری 3/154, اسدالغابه 5/522, کنزالعمال 13/96 و...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 5:42  توسط بی نشان  | 

دليل بطلان خلافت ابوبكر

فاضل كتبي ( از علماي معروف اهل سنت) روزي از شيخ مفيد پرسيد: دليل شما اماميه، بر بطلان خلافت ابي بكر چيست؟
شيخ مفيد گفت: دليل بسيار است و من نمونه‌اي از دلايل را برايت ياد مي‌كنم: تو مي‌داني كه امت اتفاق دارند بر اين كه امام نيازمند به غير خدا نيست و از طرف ديگر امت اسلام متفقند بر اين كه ابوبكر در مجمع عمومي روي منبر گفت: وَليَّتُكُم و لَسْتُ بِخَيركُم فَاِنْ اِسْتَقَمْتُ فَاتَّبِعُوني وَ اِن اَعْوَجْتُ فَصَّوِّموني يعني: زمامدار شما نشدم ولي از شما بهتر نيستم. پس اگر بر مسير درست گام برداشتم از من پيروي كنيد و اگر منحرف شدم به راه راست مرا راهنمايي كنيد.
در آن لحظه عربي با شمشير كشيده به ابوبكر گفت: نگران نباش! با همين شمشير برّان تو را به راه راست خواهم آورد. بنابراين ابوبكر خود را محتاج به ديگران مي‌دانست و اين احتياج خود را بر همگان اظهار كرده است. فاضل كتبي در جواب فرو ماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 5:38  توسط بی نشان  | 

تفاوت رسولان علیهم السلام با دیگر بشرها

در این مقاله می خواهیم به تفاوت رسولان (ع) با دیگر بشرها بپردازیم. آیاتی که در مورد این موضوع مطرح است عبارتند از: آیه 6 سوره فصلت، 110 کهف، 11 ابراهیم[1] ما باید ابتدا به این موضوع بپردازیم که مفهوم بشر و مفهوم رسالت یعنی چه؟ سپس به تفاوت رسولان (ع) با دیگر بشرها بپردازیم که در نتیجه آن به مفهوم وحی برسیم.

« بشر »

خداوند متعال در سیر«انّا لله»، نعمات و اشیائی را بصورت بالقوه و خام ایجاد کرده است و برنامه خداوندی این است که این نعمات در سیر نزول در عوالم به صورت احسنه تبدیل شود. این ماجرا برای اینکه انجام شود نیاز به یک ظرف دارد تا همه چیز درون آن نظام داده شود. خداوند برای این منظور بشر را خلق می کند. آن کسانی که خداوند آنها را به عنوان نخبگان بشر معرفی می کند،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 6:14  توسط بی نشان  | 

پیامبر اکرم (ص)

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در سال عام الفیل (570 میلادی) در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود. مورخان و دانشمندان شیعی ولادت رسول گرامی اسلام را در صبح جمعه روز هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای تسنن دوازدهم همان ماه می دانند.

شجره نامه پیامبر
پدر بزرگوار رسول خدا عبدالله ابن عبدالمطلب پسر عبدالمطلب و مادر ارجمندش آمنه بنت وهب است. نسب او به این گونه است: عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، همگی موحد و از مردان نیک روزگار خویش بوده اند.

...    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 6:10  توسط بی نشان  | 

مبارک باد این فرخنده عید سراسر خیر برکت

تولد نبی مکرم اسلام و صادق بر حقش بر همگان مبارکباد

صد شکر که عمری ز تو گفتیم و شنیدیم

هر سو نگریدیم گل روی تو دیدیم

هر جا که نشستیم به بام تو نشستیم

هر سو که پریدیم به بام تو پریدیم

عطر تو پراکنده شد از هر نفس ما

هر گه به سر زلف سخن شانه کشیدیم

ز آن روز که گشتیم ز مادر متولد

از ماذنه‌ها روز و شب اسم تو شنیدیم

مرگی که به پای تو بود زندگی ماست

ماییم که در موج عزا عید سعیدیم

تا بودن ما نام محمد به لب ماست

روزی که نبودیم به احمد گرویدیم

آب و گل ما را که سرشتند ز آغاز

آغوش گشودیم وصالش طلبیدیم

ز آن باده که در سوره‌ی زیبای محمد

اوصاف ورا گفته خداوند چشیدیم

آن باده که از ساغر فیض ازلی بود

سرچشمه‌ی آن کوثر و ساقیش علی بود

روزی که عدم بود و عدم بود و عدم بود

نه ارض و سما بود نه لوح و نه قلم بود

تسبیح خدا در نفس پاک محمد

لب‌های علی هم سخن ذات قدم بود

روزی که گل آدم خاکی بسرشتند

آدم به تولای علی صاحب دم بود

از خاک قدم‌های علی کعبه بنا شد

او را نتوان گفت که نوزاد حرم بود

روزی که کرم بود دُری در صدف غیب

والله علی قبله‌ی ارباب کرم بود

بر قلب علی علم خدا از دل احمد

چون سیل خروشنده روان در دل یم بود

در بین رسولان که به عالم علم استند

نام نبی و نام علی هر دو علم بود

در جوف نبی دید نبی حمد خداوند

با نعت وی و مدح علی ذکر صنم بود

بالله تجلای نبی مطلع الانوار

والله تولای علی فوق نعم بود

خلقت چو خدا خالق بخشنده ندارد

خالق چو نبی و چو علی بنده ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 9:13  توسط بی نشان  | 

تسلیت

  فرا رسیدن ایام سوگواری حضرت محمد (ص) و سبط اکبرش امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا(ع) را خدمت همگان تسلیت عرض می کنم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 9:54  توسط بی نشان  | 

اینها همه از لطف خداست

درود بر حماسه آفرینان ایران

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 11:55  توسط بی نشان  | 

نقش رسول الله ( ص ) در ماجرای ظهور

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ 

* بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ * الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * مالِکِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاکَ نَسْتَعِينُ * إهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ *‌ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ 

ايام سالروز اربعین سید و سالار شهیدان صاحب کلمه ی حب حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) است. اين روز را به پيشگاه امام زمان(عج) و سپس به پيشگاه بهترين شيعيان اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع) و سپس به محضر شما عزيزان گرامي، تسلیت عرض مي‌کنم و از خداوند متعال مي‌طلبم که بهترين خيرات و توفيقات را در راستاي ظهور امام زمان(عج) و به بهانه اين روز ، بر همه شيعيان و از جمله بر ما جاري فرمايد. ما در مبحث خیلی قبل تصميم گرفتيم که عوامل ظهور و عاملان آن را به ترتيب شأن و رتبه‌اي که دارند، بررسي کنيم و نقش آنها و اثراتي که آنها از مسير نشئات بر ظهور مي‌گذارند، بررسي نماييم. چون به دلايل مختلف  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 11:38  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 18:27  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 21:31  توسط بی نشان  | 

علل و عوامل پيروزي انقلاب

پرسش :
پيدايي پيروزي انقلاب اسلامي كه يك پديده بزرگ تاريخ معاصر ايران و به تعبير معجزه قرن است معلول چه علل و عواملي بوده است؟
پاسخ :
در پاسخ به اين سؤال لازم است به يك سلسله واقعيت هاي عيني و واقعي كه در پيدايش و يا شتابزايي انقلاب اسلامي تأثيرگذار بوده اند به نحو اجمال بپردازيم.
پرواضح است كه پديده هاي سياسي- اجتماعي مهمي چون انقلاب اسلامي هرگز بدون برخورداري از بار فرهنگي عميق و زمينه هاي گسترده اعتقادي در حد يك مكتب و ريشه هاي مستمر و ممتد تاريخي، در حد يك تمدن و فرهنگ ريشه دار نمي توانست به وقوع بپيوندد كه در اينجا فعلا محل بحث ما نيست. اما درخصوص علل و عوامل عيني و واقعي اهم آنها را مي توان در محورهاي زير خلاصه نمود:
1-تحميل نسخه وارداتي براي پيشرفت
شاه در اواخر صدارت خود تلاش بيشتري نمود تا سياست مدرنيزه كردن كشور را اجرا نمايد و لذا تز دروازه تمدن بزرگ را مطرح ساخت و سعي كرد از طريق اشاعه فرهنگ مبتذل غربي و نسخه هاي وارداتي در تمامي ابعاد و وارد كردن تكنولوژي و وسايل لوكس و مدرن تمدن غرب اين شعار را عملي سازد. اعمال اين سياست به جهت عدم سنخيت با فرهنگ بومي موجبات انحطاط اخلاقي، سياست پوچگرايي، گسترش فرهنگ مصرف و وابستگي بيشتر و همه جانبه به كشورهاي بيگانه را فراهم ساخت و زمينه هاي يك چالش جدي با حكومت وابسته خود را در داخل به وجود آورد.
2- اوضاع نابسامان اقتصادي
فقدان برنامه مشخص اقتصادي و اجراي سياست ويرانگر، ريخت و پاش ها و ولخرجي هاي شاهانه براي امور مبتذلي چون جشن هاي تاجگذاري و جشن هاي دو هزار و پانصد ساله و تقسيم و توزيع ناعادلانه درآمدهاي ملي و در يك كلام فساد، اجحاف، اسراف، ظلم اقتصادي، فقر و محروميت اكثر مردم ازجمله شاخص هاي اوضاع نابسامان اقتصادي بود كه رژيم شاه را در داخل با چالش اقتصادي مواجه ساخت.
3- سياست اسلام زدايي
بدون ترديد هيچ يك از علل و عواملي كه در تحقق پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون مطرح شده به اندازه اين علت نقش تعيين كننده در سقوط رژيم شاه نداشته است. اسلام، دشمن وابستگي جامعه اسلامي و حكومت آن به قدرت هاي بيگانه است و وابستگي و ركود و تكيه به استكبار و قدرت هاي الحادي و كفر را مردود مي شمارد. و سلطه اقتصادي، نظامي، سياسي و فرهنگي آنها را بر جامعه اسلامي ممنوع مي داند و رژيم شاه بدون وابستگي و تكيه بر استكبار نمي توانست به رژيم سلطنتي خود ادامه دهد. از سوي ديگر اسلام با نظام استبداد و رژيم ديكتاتوري سلطنتي، به خاطر ماهيت ظالمانه و طاغوتي بودن آن، سرستيز دارد، و رژيم كودتايي شاه بدون ديكتاتوري و قدرت متمركز جابرانه، راه ديگري براي ماندن نداشت.
شاه تصور مي كرد با اعمال سياست اسلام زدايي مي تواند رژيم سلطنتي خود را از چنگال مانع اصلي ادامه حكومتش نجات و خلاصي بخشد. كه بحمدالله اين تصور غلط و شيطاني با رهبري و روشنگري هاي امام راحل(ره) و تبيين آموزه هاي قرآني و وحياني براي مردم به يك موج طوفاني و گسترده عليه نظام استبدادي و طاغوتي شاه تبديل و سرانجام منجر به سقوط آن رژيم گرديد.
درنهايت به عنوان جمع بندي مي توان چنين عنوان نمود كه علل و عوامل متعددي در پيروزي انقلاب اسلامي دخيل بوده اند و هر كدام متناسب با جايگاه و اهميت خود سهمي را در اين راستا داشته اند اما قويترين و موثرترين عامل، آموزه هاي اسلامي و قرآني و برخورداري از فرهنگ اهل بيت(ع) بود كه به مردم ايران نيرو و توان مي بخشيد و آنان را در ادامه حركت الهي خود تا پيروزي نهايي خود محكم و استوار مي ساخت و همين عامل است كه در صورت حفظ و تقويت آن ان شاءالله موجبات تداوم و استمرار انقلاب اسلامي تا ظهور حضرت مهدي(عج) را فراهم خواهد ساخت.

روزنامه کیهان/شماره 18901

پرسش :
پيدايي پيروزي انقلاب اسلامي كه يك پديده بزرگ تاريخ معاصر ايران و به تعبير معجزه قرن است معلول چه علل و عواملي بوده است؟
پاسخ :
در پاسخ به اين سؤال لازم است به يك سلسله واقعيت هاي عيني و واقعي كه در پيدايش و يا شتابزايي انقلاب اسلامي تأثيرگذار بوده اند به نحو اجمال بپردازيم.
پرواضح است كه پديده هاي سياسي- اجتماعي مهمي چون انقلاب اسلامي هرگز بدون برخورداري از بار فرهنگي عميق و زمينه هاي گسترده اعتقادي در حد يك مكتب و ريشه هاي مستمر و ممتد تاريخي، در حد يك تمدن و فرهنگ ريشه دار نمي توانست به وقوع بپيوندد كه در اينجا فعلا محل بحث ما نيست. اما درخصوص علل و عوامل عيني و واقعي اهم آنها را مي توان در محورهاي زير خلاصه نمود:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 21:28  توسط بی نشان  | 

نقش سيره و شخصيت رسول الله (ص) در گسترش اسلام در دوران بعثت (1)

دوران سيزده ساله ي بعثت نبوي، طي سه مرحله: دعوت مخفيانه دعوت خويشان و اقوام و و دعوت علني و عمومي، با موفقيت ادامه يافت و اقشار بسياري، به ويژه جوانان مکه، به رسول الله (ص) گرويدند. سران قريش و مشرکين که حيات فرهنگي و اجتماعي و سياسي خود را در خطر ديدند، با تکيه بر تعصبات قومي و فرهنگي جاهلي و گذشته گرايي، به شدت به مقابله با آن حضرت پرداختند و از هيچ کوششي اعم از شکنجه و تهمت هاي ساحري، کهانت، جنون و شاعري نسبت به وي و يارانش دريغ نکردند.
ادامه ي نهضت و بنيان يک جامعه ي ديني در اين مسير دشوار و پرخطر، جز با يک برنامه ريزي هدفمند ممکن نبود. لذا رسول گرامي اسلام (ص) براي رسيدن به اهداف عالي خود، وسيله ي ابزارها واقداماتي بر موانع و مشکلات سهمگين و شکنجه هاي طاقت فرساي اين دوران فايق آمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 21:51  توسط بی نشان  | 

نقش سيره و شخصيت رسول الله (ص) در گسترش اسلام در دوران بعثت (2)

- پايداري، صبر و استقامت در برابر مشکلات سهمگين و شکننده
تحمل تهمت ها و مشکلات سخت، استهزا، تطميع، تهمت ساحري و شاعري، طوفان مصايب و شکنجه ها، محاصره ي اقتصادي و زخم برداشتن در سفر به طائف، جز با پايداري و ثبات قدم، ممکن نمي شد. قرآن، (ص) را به پايداري دعوت کرده و مي فرمايد:
«واصبر و ما صبرک إلا بالله و لا تحزن عليهم و لاتک في ضيق مّما يمکرون» (1) «صبر کن و صبر تو براي رضاي خداست و اندوهگين مشو بر ايشان و از مکر و حيله ي آنان دلتنگ مباش.»
همچنين مي فرمايد:
«واصبر علي ما يقولون و اهجرهم هجراً جميلا» (2)؛ «شکيبا باش بر آنچه مي گويند و از آنان به سختي دوري کن.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 21:48  توسط بی نشان  | 

انتظار

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 12:4  توسط بی نشان  | 

زن فرانسوي دركنار قبر حضرت رقيه(ع)

جناب حجه الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ محمد مهدي تاج لنگرودي( واعظ ) صاحب تاليفات كثيره، دركتاب توسلات يا راه اميدواران صفحه 161، چاپ پنجم چنين مي نويسد:

يكي از دوستانم كه خود اهل منبر بوده و در فن وخطابه وگويندگي از مشاهير است ومكرر براي زيارت قبر حضرت رقيه بنت الحسين (ع) به شام رفته است، روي منبر نقل مي‌كرد:

درحرم حضرت رقيه (ع) زن فرانسوي راديدند كه دوقاليچه گران قيمت به عنوان هديه به آستانه مقدسه آورده است مردم كه مي‌دانستند او فرانسوي و مسيحي است از ديدن اين عمل درتعجب شدند و با خود گفتند كه چه چيز باعث شده كه يك زن نامسلمان به اين جا آمده وهديه قيمتي آورده است چنين موقعي است كه حس كنجكاوي درافراد تحريك مي‌شود. روي همين اصل از او علت اين امر را پرسيدند و او در جواب گفت :

...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 15:33  توسط بی نشان  | 

جامعه آرمانی اسلامی

از قديمي ترين ازمنه تاريخ بشري تا کنون، تصور ايجاد «جامعه ي آرماني » هميشه تعدادي از دانشمندان و انديشه وران جهان را مجذوب و مفتون مي داشته است. از اين رو، هر يک از آنان طرحي جداگانه براي جامعه آرماني تدوين و ارائه کرده است. در ميان کهن ترين معماران جامعه آرماني نام افلاطون از همه مشهورتر است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 14:41  توسط بی نشان  | 

امامت شيعي در انديشه ي امام خميني (2)

حديث ثقلين ،مبناي امامت در انديشه ي امام خميني (قدس سره )

به عقيده ي شيعه ، پيامبر اکرم (ص) حضرت علي (ع) را به سمت جانشيني خويش براي امامت وزمامداري امت اسلام تعيين ومنصوب نموده است . شيعه در اين اعتقاد خود به روايات متعددي که در اين زمينه رسيده وحتي در منابع معتبرحديث اهل سنت نيز نقل شده ، استناد مي کند ، مانند حديث غدير ، حديث ثقلين و حديث منزلت .
در اين ميان ، حضرت امام خميني ( قدس سره ) براي اثبات وحقانيت امامت شيعه به حديث ثقلين توجه ويژه دارند وبا بيان هاي مختلف بر عدم جدايي اين دو امانت بزرگ نبوي تأکيد مي ورزند . ايشان در ديباچه بلند وپرمحتواي وصيت نامه ي سياسي - الهي خويش در مورد محوريت حديث ثقلين مي نويسند : ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 19:57  توسط بی نشان  | 

امامت شيعي در انديشه ي امام خميني (قدس سره )(1)

امامت ، رياست عام ديني است که شخصي از ناحيه ي خداوند ، آن را دارا مي باشد . امام خميني ( قدس سره ) درباره ي امامت ، انديشه ي پويا وتحول بخشي ارائه نموده اند . ايشان با استدلال عقلي ثابت مي کنند که امامت ، جهت نگهباني از دين واجراي قوانين الهي وتکامل بشر ضرورت دارد . امام ، بيان کننده ي خط مشي شيعه ورهبر اين تشکيلات بزرگ است . امام ، در قوس صعود ، از لحاظ درجه ي وجودي ، برترين مقام بشري است ومقام امامت ، حقيقتي عيني است .آنچه که پيامبر وامام را با غيب مرتبط مي نمايد ، عنصر ولايت است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 19:52  توسط بی نشان  | 

ترنم انتظار

وقتِ حضور توست
وقتي دوباره پُر شده از بُت جهانمان
شرك است، ذكر نام خدا بر لبانمان!
اهريمنانه باعث شرمِ خدا شديم
گُم باد از صحيفة عالم، نشانمان
نفرين به ما، به خاطر يك لقمه بيشتر
وا شد به سوي هر كس و ناكس، دهانمان
تير و كمان، به دست گرفتيم تا مباد
غرق پرنده‌ها بشود آسمانمان
در فكر طرح وسوسة سيب ديگري‌ست
شيطان، هم او كه جا زده خود را ميانمان
وقت حضور توست، مخواه آخرين اميد
بي‌قهرمان تمام شود داستانمان
مسلم محبّي
*******
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 6:30  توسط بی نشان  | 

رجعت

رجعت

 

خداوند گروهی از مردگان را به همان صورتی که در گذشته بودند، به دنیا برمی‌گرداند، و گروهی را عزیز و گروهی دیگر را ذلیل می‌کند و اهل حق را بر اهل باطل نصرت داده، مظلومان را بر ظالمان و ستمگران غلبه می‌دهد، این واقعه هنگام ظهور مهدی آل محمد، علیهم‌السلام، رخ خواهد داد.

معنای لغوی

الفاظ مختلفی برای بیان اصل اعتقادی رجعت در قرآن مجید و روایات اسلامی به کار رفته است، مانند: رجعت، ایاب، کرّه، ردّ، و حشر که همه در معنای بازگشت مشترکند ولی در میان همه این الفاظ، لفظ رجعت مشهورتر است و چنانچه در لسان‌العرب1 آمده است رجعت مصدر مرّه2 و بیانگر «یک‌بار بازگشت» است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 8:56  توسط بی نشان  | 

معاشرت و رفتار رسول خدا (ص)

خداوند سبحان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را اسوه حسنه قرار داده است([1])، و پيروى از آن حضرت را معيار محبت خداوند معرفى كرده است([2]).

سنّت آن حضرت برهان قاطع است. و سيره و رفتارش شمع فروزان و نجاتبخش بشريّت.

راه رهايى بشريّت از جهل و حيات حيوانى در گرو قدم نهادن در مكتب رسول اللّه است.

تحقّق قسط و عدالت اجتماعى، جهانى پيراسته از ستم و تحقق رؤياى مدينه فاضله كه آرمان حكيمان و فيلسوفان چون ارسطو، سقراط و افلاطون در طول قرنها بوده است، تنها زمانى محقق خواهد شد كه متوليان جامعه سيره نبوى را فراراه عمل خويش قرار دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 19:5  توسط بی نشان  | 

زندگي پيامبر در دوران کودکي و نوجواني چگونه بوده است؟

پيامبر گرامي اسلام در دوره شيرخوارگي فقط سه روز از مادر خود شير خورد و پس از او دو زن بافتخار دايه گي پيامبر نائل شده اند:
1. ثويبه: وي کنيز ابولهب بوده که قبل از پيامبر حمزه عموي پيامبر را نيز شير داده بود. وي چهار ماه افتخار دايگي پيامبر را دارد.
2. حليمه: پس از چهار ماه دايگان قبيله بني سعد به مکه آمدند و در آن سال قحطي شديدي بود به اين لحاظ بيش از پيش به کمک اشراف نيازمند بودند. حليمه دختر ابوذويب تنها زني بود از ميان دايگان که پيامبر گرامي از او شير خورد، حليمه پنج سال افتخار دايگي پيامبر را داشت.
پيامبر اسلام همواره به دو دايه خود احترام گذارده و ايشان را مادر خطاب مي فرمود.
به شهادت قرآن پيامبر در دوران کودکي يتيم بوده است و مورد توجّه خاص خداوند متعال بوده «أَلَمْ يَجِدْک يَتِيماً فَاوي» و همه تاريخ نويسان و دانشمندان به دوران کودکي پيامبر ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 21:0  توسط بی نشان  | 

باز باران  با ترانه آيد از چشمان مردي خسته جان

هيهات بر لب از عطش در تاب و در تب

نرم نرمك مي چكد اين قطره ها روي لب  شش ماهه طفلي   رو به پايان

مرد محزون                   دست پر خون

مي فشاند از گلوي نازك شش ماهه بر لب هاي خشك آسمان

با چشم گريان               باز باران

باز هم اينجا عطش آتش شراره

جسمها افتاده بي سر پاره پاره

مي چكد از گوشها باران خون و كودكان بي گوشواره

شعله در دامان و در پا مي خلد خار مغيلان

وندرين تفتيده دشت و سينه ها برپاست طوفان

دستها آماده شلاق و سيلي

چهره ها از بارش شلاقها گرديده نيلي

وندرين صحراي سوزان مي دود طفلي سه ساله      پر زناله

پاي خسته  دلشكسته

روبرو بر نيزه ها خورشيد تابان

مي چكد از نوك سرخ نيزه ها بر خاك سوزان          باز باران

باز باران     قطره قطره

مي چكد از چوب محمل خاكهاي چادر زينب به آرامي شود گل

مي رود اين كاروان منزل به منزل

مي شود از هر طرف اين كاروان هم  سنگ باران

آري آري    باز سنگ و باز باران

آري آري    تا نگيرد شعله ها در دل زبانه

تا نگيرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبيند كودكي لب تشنه اينجا اشك ساقي

بر فراز خيمه

برگونه ها

بر مشك ساقي

كاش مي باريد باران....    

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 18:11  توسط بی نشان  |